روایتِ خدمت؛ از ایستادگی تا سازندگی
یادداشت مهارتی
روایتِ خدمت؛ از ایستادگی تا سازندگی
یادداشت عبدالمجید دراهکی مدیرکل آموزش فنی و حرفهای استان بوشهر
در روزگار دشوارِ اقتصاد، زمانی که صحبت از «پای کار مردم» به میان میآید، نگاه ما به آموزش فنی و حرفهای، تنها نگاهی به آموزشِ مهارت نیست؛ بلکه نگاهی است به «تضمین امنیت اقتصادی خانوارها» و «زیرساختِ توسعه پایدار». ما در این دوران، خود را نه فقط یک نهاد آموزشی، بلکه عضوی از جبههی «سازندگی» و در عین حال، «دفاع از معیشت مردم» میدانیم.
روایتِ ایستادگی: فنی و حرفهای در خط مقدم اشتغال
شعار دولت مبنی بر «پای کار مردم»، برای ما در آموزش فنی و حرفهای، یک شعار انتخاباتی نیست؛ یک مأموریتِ حیاتی است. در سالهای اخیر که با چالشهای اقتصادی بیسابقهای روبرو بودیم، وظیفه ما این بود که نشان دهیم مهارت، بزرگترین داراییِ هر فرد در برابر تلاطمهای اقتصادی است. ما ایستادیم تا تخصص جایگزین بیتجربگی شود و ایستادیم تا از خالی ماندنِ کارگاهها و از بیکار ماندنِ جوانانِ پرانرژی، جلوگیری کنیم. ایستادگی ما در گروِ این بوده است که حتی در سختترین شرایط، مراکز آموزش فنی و حرفهای را به قطبهای تولید و مهارتافزایی تبدیل کنیم.
چه کردیم؟ (دستاوردها در مسیر سازندگی)
تلاشهای ما در این مسیر، به زبان عدد و رقم و به زبانِ «تغییرِ زندگیِ افراد» قابل سنجش است:
توسعه ظرفیتها: با بازگشایی دورههای جدید و منطبق با نیازهای روز بازار کار (بهویژه در حوزههای صنعتی، کشاورزی و خدمات)، مسیر ورود به بازار کار را برای هزاران نفر هموار کردیم.
همکاری با بخش خصوصی: ما با ایجاد پلهای ارتباطی مستحکم با کارفرمایان، آموزش را از حالتِ تئوریک خارج کرده و به سمت «آموزشِ هدفمند برای اشتغال» سوق دادیم.
توانمندسازی زنان و جوانان در ۱۹ گروه هدف: با تمرکز بر دورههای کارگاهی، توانایی اقتصادی بخشهای آسیبپذیر جامعه را ارتقا دادیم تا بتوانند نه تنها به عنوان یک کار، بلکه به عنوان یک منبع درآمد پایدار، در اقتصاد نقش داشته باشند.
چه باقی مانده است؟ (چالشهای پیشِ رو)
با وجود این پیشرفتها، میدانیم که راه دراز است. شکافِ میان «مهارتهای سنتی» و «نیازهای تکنولوژیکِ نسل جدید»، نیاز به بازنگری مستمر در برنامههای آموزشی دارد. همچنین، ضرورتِ تقویتِ حمایت از «خوداشتغالی» و تبدیلِ کارآموزان به «کارآفرینان»، چالشی است که باید با تمام توان با آن روبرو شویم.
برنامه ما: از آموزش تا کارآفرینی
برنامه ما برای آینده، فراتر از صرفِ آموزشِ یک مهارت ساده است. تمرکز ما بر موارد زیر خواهد بود:
دیجیتالیسازی آموزش: ورود تکنولوژیهای نوین به مراکز آموزشی برای همگامی با اقتصاد جهانی.
تقویتِ پیوندِ «آموزش-صنعت»: ما به دنبال آن هستیم که هر واحد آموزشی، مستقیماً به یک زنجیره تولید متصل باشد.
تمرکز بر کارآفرینی: هدف ما این است که خروجیِ سیستم ما، تنها یک «کارجو» نباشد، بلکه یک «خالقِ شغل» و یک «سازنده» باشد.
ما در مسیرِ خدمت، با ایمان به توانمندیهای جوانان کشورمان، به تلاش خود ادامه میدهیم تا شعار «پای کار مردم» را به واقعیتِ ملموسی در زندگی هر خانوار تبدیل کنیم.
چه باقی مانده است؟ (چالشهای پیش رو و مأموریتهای بازمانده)
ما با افتخار به دستاوردهای خود مینگریم، اما نمیتوانیم خود را در آرامش و رضایت از وضعیت موجود غرق کنیم. برای رسیدن به مقصد نهایی، باید با صراحت دربارهی موانعی که در مسیر «پای کار مردم» قرار دارند، سخن بگوییم. ما با سه چالش بنیادین روبرو هستیم که مدیریت آنها، اولویت اصلی ما در سالهای پیش رو خواهد بود:
۱. شکاف میان «آموزش کلاسیک» و «تکنولوژیهای نوظهور» (Digital Divide):** بزرگترین چالش ما، سرعتِ سرسامآور پیشرفت تکنولوژی در مقابلِ ساختارهای آموزشی سنتی است. در حالی که جهان به سمت هوش مصنوعی، اتوماسیون و صنایع ۴.۰ حرکت میکند، ما باید با سرعت بیشتری تجهیزات آموزشی خود را بهروزرسانی کنیم و چرخهی تدوین دورهها را از حالت «سالانه» به حالت «ماهانه و منعطف» تغییر دهیم. هدف ما این است که کارآموز ما، نه با ابزارهای دیروز، بلکه با ابزارهای فردا وارد بازار کار شود.
۲. چالش «تطبیقپذیری مهارت» با نیازهای متغیر بازار: بازار کار امروز، برخلاف گذشته، بسیار بیثبات و تغییرپذیر است. آنچه امروز یک مهارتِ طلایی محسوب میشود، ممکن است در چند سال آینده جایگاه خود را از دست بدهد. چالش ما در اینجا، تربیتِ «نیروی کار منعطف» است؛ یعنی آموزش مهارتهایی که علاوه بر تخصص فنی، «توانایی یادگیری مستمر» را نیز در فرد نهادینه کند تا او بتواند در مواجهه با بحرانهای اقتصادی، خود را بازآفرینی کند.
۳. تقویتِ زنجیره «از آموزش تا کارآفرینی» (The Missing Link): ما با وجود تلاش برای اشتغالزایی، همچنان با چالشِ تبدیلِ «کارآموز» به «صاحب کسبوکار» روبرو هستیم. بسیاری از نیروهای مامهارت دارند، اما در مسیرِ رسمیِ کارآفرینی و جذب سرمایه و دریافت تسهیلات، با موانع ساختاری روبرو میشوند. مأموریت ما این است که نه تنها آموزش دهیم، بلکه «اکوسیستمِ حمایت از خوداشتغالی» را در سطح استان چنان تقویت کنیم که راه برای ورود جوانان به دنیای مدیریتِ کسبوکار، هموار شود.
۴. مدیریتِ عدمتعادلِ جغرافیایی و جنسیتی در برخی حوزهها:
ما باید بر این چالش غلبه کنیم که مهارتها و فرصتهای شغلی بهطور یکسان در تمام مناطق استان توزیع شود و همچنین، پتانسیلهای عظیم زنان و جوانان را در حوزههایی که پیشتر محدود شناخته میشدند، به شکلی نظاممند در چرخه تولید قرار دهیم.
این چالشها، برای ما «سنگروی راه» نیستند؛ بلکه «نقشه راه» ما هستند. ما این موانع را به عنوان فرصتی برای بازنگری، اصلاح و حرکتِ هدفمندتر میبینیم
همافزایی؛ کلیدِ اصلیِ موفقیت
ما به خوبی میدانیم که آموزش فنی و حرفهای به تنهایی نمیتواند معجزه کند. اگر ما مهارت را تولید کنیم، اما کارفرما و صنعت، ظرفیتِ جذبِ این مهارتها را فراهم نکنند، زنجیره «پای کار مردم» ناقص خواهد ماند. از این رو، برنامهی ما بر پایه «سه جانبهسازی»** استوار است:
دولت باید با تسهیل قوانین و حمایتهای مالی، بستر را فراهم کند.
صنعت و بازرگانی باید با مشارکت در تدوین دورهها، از آموزشِ دقیق و بهروز بهرهمند شود.
ما (آموزش فنی و حرفهای) نیز باید با مسئولیتپذیری کامل، نیروی انسانیِ متخصص و کارآمد را که دقیقاً مطابق با نیازِ کارگاههای تولیدی است، عرضه کنیم.
این یک بازیِ برد-برد است؛ جایی که صنعت با داشتن نیروی متخصص، بهرهوری خود را بالا میبرد و فرد، با داشتن مهارت، امنیتِ معیشتی خود را تضمین میکند.
فراتر از یک شغل؛ ساختنِ عزتنفس
باید بدانیم که هدف ما در این مسیر، تنها تولیدِ یک نیروی کار برای چرخشِ چرخهای تولید نیست؛ هدف ما، «بازسازیِ عزتنفسِ جامعه» از طریق مهارت است. وقتی جوانی با تکیه بر دستهای توانمند خود، پروژهای را به سرانجام میرساند یا کسبوکار کوچک خود را راهاندازی میکند، در واقع در حالِ «دفاع از کرامتِ انسانی» خود و خانوادهاش است. این همان معنای واقعیِ «سازندگی» است؛ ساختنِ اقتصادی که با بنایِ عزتِ نفسِ مردم گره خورده است.
سخن پایانی: تعهدی که به پایان نمیرسد
در پایان، میخواهم به تمام جوانان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی بگویم: ما در آموزش فنی و حرفهای، پشتیبانِ تمام کسانی هستیم که به دنبالِ «کار» و «خلقِ ارزش» هستند. چالشها بزرگ هستند، اما ظرفیتهای انسانیِ این استان و این کشور، بسیار بزرگتر از این چالشهاست.
ما با تکیه بر تجربهی سالیان و با نگاه به آیندهای روشن، عهد میبندیم که در مسیرِ «پای کار مردم»، از هیچ تلاشی برای تبدیلِ «مهارت» به «ثروت» و «تخصص» به «توسعه»، فروگذار نکنیم. ما در خدمتِ سازندگی هستیم و تا رسیدن به هدف، از مسیرِ ایستادگی عقب نخواهیم نشست.
عبدالمجید دراهکی
مدیرکل آموزش فنی و حرفهای استان بوشهر

نظر دهید